زمستون94
الان داریم روزهای سرد زمستونو پشت سر میذاریم و به خاطر سردیه هوا نمیتونیم زیاد بیرون بریم.قربونت برم که داری بزرگتر میشیو اخلاقات هم عوض میشه.پسر خوبی هستی ولی هنوز کمی از وابستگی به اینجانبو داری.بعضی وقتا هم لجبازی میکنی اونقدر که کم میارم راستش حسابی روی شما کار میکنم که بهتر بشی اما تا به بابایی میرسی عوض میشی آخه بابایی زیاد با دلت راه میاد و حسابی به حرفات گوش میده
.
چند وقت پیش بردمت مهد نزدیک خونه تا کلاسهای خلاقیت و ...را ثبت نامت کنم خودت هم دوست داشتی اما گفتم بذار هوا بهتر بشه بعدا میبرمت.البته هیات که میریم اونجا مهد قرآن داره میبرمت .واااااااااااااای اگه الان خونه را ببینید جای پا گذاشتن نیست تمام اسباب بازی ها وسطه و شما داری بازی میکنی البته بیشتر عاشق شمشیر و تفنگی والبته خیییییلی بیشتر آشپزی دوست داری الانم داری روی شوفاژغذا میپزی خخخخخخخخخخخخ.
اینم آوینا کوچولو که به جمع ما پیوسته.خوش اومدی خاله جون
البته اینجا تولد پرییا خانومه


.gif)

.gif)
اینم ژله شب چله


.gif)
و اینم واسه مهمونامون

سالاد قالبی

.gif)



اینم لباسای زمستونی جدیدت











زمستون94 
